فرصت برای سبز شدن، باز آمده است // در انتـظار فرصـت فــردا نمی شــوم


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:یکشنبه 6 خرداد 1397-01:23 ب.ظ

« روغن سوزی در شعر »

       

                                          « روغن سوزی در شعر »

( با یادی از کامیار عابدی پژوهشگر و منتقد ادبی معاصر و عباس براتی پور شاعر صمیمی معاصر) 

وقتی که در هفدهم شهریور ۱۳۷۵ شروع به تدریس دروس زبان و ادبیات فارسی در هنرستان قدس منطقة هفده آموزش و پرورش تهران کردم؛ متوجّه شدم که آقای کامیار عابدی پژوهشگر و منتقد ادبی معاصر نیز در آن آموزشگاه به کار تدریس ادبیات مشغول است. هم رشته و هم استانی بودن باعث شد که ارتباط و دوستی عمیقی بین ما حاصل شود.

آقای عابدی در همین سال ۷۵ اوّلین اثر خود را با عنوان « از مصاحبت آفتاب » ( زندگی و شعر سهراب سپهری ) توسط نشر روایت منتشر کرده بود که یک نسخه از این کتاب ارزشمند را به بنده تقدیم نمود.

زنگ پایان کلاس که نواخته می شد، در وقت کوتاه پانزده دقیقه ای، تازه صحبت های ما در باره ادبیات گُل می کرد.

بعد از دو سال تدریس، به شهرستان رودسر منتقل شدم و بعدها شنیدم که کامیار آموزش و پرورش را رها کرده و به برای آموزش فارسی به غیر فارسی زبانان به کشور ژاپن عزیمت نموده است.

*

در همین دو سالی که در تهران تدریس می کردم، پاتوق من بیشتر در حوزه هنری بود. روزهای چهارشنبه هر هفته در نمازخانه حوزه، انجمن شعر دایر می شد. اجرای این جلسات بر عهده آقای عباس براتی پور شاعر دوست داشتنی و متواضع بود. علی معلّم شاعر توانای معاصر نیز، که آن زمان معاون حوزه و مدیرکل واحد موسیقی صدا و سیما بود، به نقد اشعار قرائت شده می پرداخت.

چه بسیار چهارشنبه هایی که در روی نیمکت های محوطه وسیع حوزه هنری می نشستم تا جلسات انجمن آغاز شود. اوّلین نفری که معمولاً در این نشست ها حضور پیدا می کرد، جناب براتی پور بود. ایشان در آن زمان کارشناس ادبی حوزه و مسئول انجمن شعر بود و علاوه بر آن مسئولیت صفحه ادبی « گلشن راز» روزنامه رسالت را برعهده داشت و در بیشتر مواقع، شعرهای مرا در این نشریه چاپ می کرد. قبل از شروع انجمن روی نیمکت می نشستیم و گفت و گو می کردیم. یادم می آید همیشه کیفش را باز می کرد و یک نسخه از کتاب ادبی تازه ای را که در حوزه چاپ شده بود به من هدیه می داد.

یک بار که نشسته بودیم و در باره شعر سخن می گفتیم؛ جناب براتی پور با حالت خاصی نگاهی به من انداخت و گفت: « چرا بعضی از اشعارت را که در « گلشن راز » رسالت چاپ شده است، دوباره برای چاپ ارسال می کنی؟»

گفتم: «یادم نمی آید کدام شعرها را برایتان فرستاده ام، به همین دلیل پیش می آید که دوباره شعری را بفرستم.»

خنده ای کرد و گفت : « نکند که در سرودن شعر به روغن سوزی افتاده ای !!»

 

                                                عباس رسولی املشی

                                        چهارشنبه ۲ / ۳ / ۱۳۹۷ ـ  لنگرود





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 

آقای میم
دوشنبه 7 خرداد 1397 01:38 ب.ظ
به نوشته هام سر بزنید و اگه راه حلی بابتش داشتید بهم بگید :)
نظراتتون برام مهمن و میخونمشون
همیار رایانه
دوشنبه 7 خرداد 1397 12:54 ب.ظ
وبلاگ عالی و مطالب آموزنده و مفید بود .
همیار رایانه (9099071728 ) پاسخگوی تلفنی سوالات و مشکلات رایانه، موبایل ، تبلت ، لپ تاپ و ....
شماره تماس : 9099071728
وبسایت : www.hamyarrayaneh.ir
تلگرام : https://t.me/HamyarRayaneh
اینستاگرام : https://instagram.com/_u/hamyarrayaneh
سروش : https://sapp.ir/hamyarrayaneh
دانلود فیلم
دوشنبه 7 خرداد 1397 10:50 ق.ظ
سایت بسیار زیبایی دارید
اخبار اپل
یکشنبه 6 خرداد 1397 03:37 ب.ظ
ممنون از مطالب مفیدتون
لطفا به سایت ما هم سربزنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.