فرصت برای سبز شدن، باز آمده است // در انتـظار فرصـت فــردا نمی شــوم


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:یکشنبه 27 آبان 1397-08:45 ب.ظ

کانون ادبی « آوای شالی » رانکوه ـ جلسه سی و هشتم

    

                    

                       کانون ادبی « آوای شالی » رانکوه ـ جلسه سی و هشتم

سی و هشمین نشست کانون ادبی آوای شالی بخش رانکوه شهرستان املش در ساعت4 بعدازظهر روز یکشنبه 27 / 8 / 1397در سالن اجتماعات کتابخانه عمومی مرحوم حاجیان رانکوه برگزار شد.

درآغاز عباس رسولی املشی مسئول و مجری کانون با خوانش غزلی از رهی معیری شاعر معاصر و خوشامدگویی به حضّار، از آقای بهزاد استادی شاعر املشی دعوت کرد تا مبحث ادبی خود را با عنوان «  نقش و جایگاه کتاب در اعتلای شعر و ادب» ارائه نماید.

ایشان در آغاز سخنان خود به ویژگی های مشترک کتاب و شعر اشاره داشت و افزود: هیچ کس خود را بی نیاز از کتاب نمی داند. کتاب عمومیت دارد و هویت بخش است و مطلوب همه افراد جامعه. کتاب در جزء جزء زندگی ما نقش مؤثری دارد و این عمومیت کتاب در باب شعر نیز صدق می کند.

استادی گفت: شعر علاوه بر آن که هویت بخش است؛ زبان را از گزند حوادث محفوظ می دارد و سبب اعتلای فرهنگ می شود.

وی افزود: دفتر اشعار شاعران، پشتوانه فرهنگی و ملّی ما محسوب می شوند. ویژگی شاعران و نویسندگان بزرگ ما از جمله فردوسی، حافظ، سعدی، ناصرخسرو و ... این است که وصل به کتاب بوده اند و کتاب جزء جدایی ناپذیر زندگی آنها بوده است.

در ادامه برنامه ها یک غزل، یک دوبیتی و دو رباعی از سروده های علی فرخی مهر شاعر رانکوهی بین اعضای کانون توزیع شد و پس از خوانش آن توسط شاعر، در قلمروهای زبانی، ادبی و فکری مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

در بینابین برنامه ها اکرم گلچین از رودسر، رضا طاهرنیا دریاسری از لنگرود، حسین (مسعود) نصری از رودسر، ایوب جوان از اطاقور، حاج ابوذر منزوی کجیدی از املش، اسماعیل پورحسین از کلاچای، سیدرضا دادمهر از لنگرود و ستار لطیفی از رانکوه تازه ترین آثار خود را قرائت کردند.

این نشست در ساعت 45 : 6 عصر با صلوات حاضران پایان یافت و قرار شد نشست سی و نهم کانون در روز یکشنبه 25 آذر 97 در سالن اجتماعات کتابخانه عمومی مرحوم حاجیان رانکوه برگزار گردد.

                              مسئول و مجری کانون ادبی آوای شالی رانکوه ـ عباس رسولی املشی





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گوناگون 
تاریخ:پنجشنبه 24 آبان 1397-01:00 ب.ظ

نشست سی و هشتم کانون ادبی آوای شالی

               
                     

  

  کتابخانه عمومی مرحوم حاجیان بخش« رانکوه» شهرستان املش برگزار می کند:

                      نشست سی و هشتم کانون ادبی آوای شالی

                     مسئول و مجری کانون: عباس رسولی املشی

   شامل برنامه های:

   ۱ـ مبحث ادبی با عنوان « نقش و جایگاه کتاب در اعتلای شعر و ادب» توسط آقای بهزاد 

      استادی شاعر املشی

   ۲ـ نقد و بررسی چند شعر از سروده های آقای علی فرخی مهر شاعر رانکوهی

   ۳ـ معرفی کتاب های مفید ادبی ( این نوبت : نیست انگاری و شعر معاصر اثر یوسفعلی 

     میرشکاک) توسط آقای محمدرضا حسین زاده بازرگانی شاعر رودسری

   ۴ـ قرائت شعر، داستان و آواز توسط اعضای کانون

 

    زمان: یکشنبه ۲7 / 8 / ۱۳۹۷ ـ ساعت 3 بعدازظهر

    مکان: سالن اجتماعات کتابخانه عمومی مرحوم حاجیان بخش رانکوه شهرستان املش

    ** ورود برای شاعران، نویسندگان، هنرمندان و علاقه مندان به ادب و هنر آزاد است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 22 آبان 1397-01:48 ب.ظ

آرامشی از سپید

        
                   

                         « آرامشی از سپید »


         صبح آمده و امید جاری شده است

                                      آرامشی از سپید جاری شده است

         با صبح پر و بال خودت را بتکان

                                  من مطمئنم که عید جاری شده است


                           عباس رسولی املشی

                     شنبه ۲۸ / ۷ / ۱۳۹۷ - لنگرود




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شعر 
تاریخ:سه شنبه 15 آبان 1397-01:12 ب.ظ

تحلیل و زیبایی شناسی داستان طنز « كباب غاز » محمّدعلی جمال زاده

 
                    


        تحلیل و زیبایی شناسی داستان طنز «كباب غاز» محمّدعلی جمال زاده

** چكیده

طنز در ادب فارسی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در طنز با دست مایة خنده و شوخی به نشان دادن عیب ها و زشتی ها و مفاسد فرد و اجتماع پرداخته می شود. بنابراین هدف طنز، هشداردادن، اصلاح نابه سامانی ها و ناهنجاری های فرد و اجتماع می باشد. در ایران آثار انتقادی و طنز همواره در تمام دوران دیده شده و مورد توجّه قرارگرفته است .

یكی از طنزپردازان مشهور معاصر، استاد محمّدعلی جمال زاده است كه با انتشار مجموعه داستان « یكی بود یكی نبود » تحوّلی در داستان نویسی ایجاد نمود .

استفاده ازتوصیف های پراطناب و نیش آلود، عنصر طنز و شوخـی مآبـی ، بهره گیری ازكلمات، اصطلاحات و تركیبات عامیانه، عبارت های كنایی و ضرب المثل ها، استفاده از عناصر خیال و ... از ویژگی های آثار جمال زاده است.

داستان طنز« كباب غاز » نیز كه از بهترین آثار جمال زاده و ادب فارسی به حساب می آید، از چنین ویژگی هایی برخوردار است.

كلمات كلیدی:

طنز ـ داستان  ـ  محمّدعلی جمال زاده  ـ  توصیف ـ كنایات  ـ اصطلاحات عامیانه  ـ  ضرب المثل  ـ كباب غاز

*  طنز و جایگاه آن در ادب فارسی

طنز واژه ای عربی و به معنی تمسخر و استهزا است و دراصطلاح ادب به آن دسته ازآثار ادبی اطلاق می گردد كه با دست مایة آیرونی 1 و تهكّم و طعنه به استهزا و نشان دادن عیب ها ، زشتی ها ، نادرستی ها و مفاسد فرد و جامعه می پردازد .

اگر چه ذات و طبیعت طنز با خنده و شوخی سرشته شده است، امّا در طنز هدف اصلی خنداندن نیست بلكه خنده وسیله ای برای نشان دادن معایب، زشتی ها، نارسایی ها و آگاه كردن اذهان به عمق رذالت ها و خباثت می باشد.

طنزنویس با اثرش به ظاهر خنده ای بر لب خواننده می نشاند، امّا درباطن انسان را به تفكّر و تأمّل وادار می كند. او انگارذرّه بینی برمی دارد و مفاسد و بدی ها را به شكلی اغراق آمیز بزرگ جلوه می دهد تا این معایب مورد توجّه قرارگیرد و اصلاح گردد یا مانندكاریكاتوریستی قسمتی از اثر خود را برجسته تر از قسمت های دیگر به نمایش می گذارد تا توجّة خواننده به آن بخش معطوف گردد.

خندة نهفته در طنز، خندة تلخ و دردناك و از روی علاقه و دلسوزی است. در ابتدا ممكن است فرد یا افراد مورد خطاب راناراحت كند، امّا وقتی كه شخص یا اشخاص با تأمّل به موضوع بنگرند، تازه ممنون طنزنویس هم می شوند. بنابراین می توانیم عنوان كنیم كه هدف اصلی طنز، اصلاح و تزكیه است نه سرزنش و اذیت و آزار.

در واقع طنز با برجسته نمودن بدی ها و مفاسد، انسانی را كه فطرت نیك خود را از یاد برده است، از این غفلت به در می آورد و او را به مسیر حقیقی و فطری اش رهنمون می شود.

طنزنویس در واقع مانند یك پزشك عمل می كند. با نیشتریا كارد جرّاحی زخمی را بربدن بیمار وارد می كند، امّا قصد وی اذیت و آزار بیمار نیست بلكه هدف درمان او است. روی همین اصل است كه هیچ گاه بیمار با پزشك به مقابله برنمی خیزد؛ چون به خوبی به هدف او آگاه است. در یك دیدگاه كلّی می توانیم بگوییم كه در طنز هدف، هشدار دادن، اصلاح نابه سامانی ها و ناهنجاری های فرد و اجتماع است.

جاناتان سویفت ( 1667 ـ 1745 )2 طنز راچنین تعریف می كند: « آینه ای است كه بینندگان آن عموماً چهرة كسی جز خودشان را در آن كشف می كنند و این علّت عمدة استقبالی است كه نسبت به طنز در دنیا وجود دارد و باز به همین خاطر است كه كمتر كسی از آن می رنجد ».

آثارانتقادی، به خصوص سروده های انتقادی، در تمام دوران دیده شده است امّا شاهد بوده ایم كه هرگاه فضای جامعه برای انتقاد مستقیم و صریح آماده نبوده است، طنز جولان داده است. بارزترین ادواری كه می توان از شكوفایی طنز نام برد، مربوط به قرن های هفتم و هشتم، دورة مشروطه و عصرحاضر می باشد.

عبید زاكانی، فخرالدین علی صفی، علی اكبر دهخدا، نسیم شمال، محمّدعلی جمال زاده، ابوالقاسم حالت، ایرج پزشكزاد و كیومرث صابری « گل آقا » از طنزپردازان بزرگ گذشته و معاصر به شمار می آیند. هرچند كه رگه هایی از طنز را نیز در آثار بزرگانی چون حافظ، سعدی، مولوی، جامی و ... می بینیم.

امّا یكی از طنزپردازان برجستة معاصر، استاد محمّدعلی جمال زاده، پدر داستان نویسی نوین 3 است كه در این بخش از مقاله به زندگی، فعّالیّت های ادبی، ویژگی های آثار و همچنین تحلیل و زیباشناسی داستان طنز « كباب غاز » وی خواهم پرداخت.

*  زندگی ، فعّالیّت های ادبی و ویژگی های آثار محمّدعلی جمال زاده

محمّدعلی جمال زاده فرزند سیدجمال الدین اصفهانی 4 در سال 1274 شمسی در اصفهان چشم به دنیا گشود و در همان شهر تحصیلات مقدماتی و ادبی خود را گذراند. در هفده سالگی برای تحصیل به بیروت رفت و سپس رهسپار پاریس شد. آنگاه در آلمان، سوئیس و نیز عثمانی و عراق رفت و آمد و فعّالیّت سیاسی نمود و بالاخره برای همیشه در سوئیس ساكن شد .جمال زاده هرچند سال ها دوراز ایران روزگار گذراند، امّا همیشه به یاد ایران بود. وی در بغداد نشریة « رستاخیز» را به همراهی ابراهیم پورداوود و در آلمان نشریة « كاوه » را به همراهی حسن تقی زاده منتشر كرد.

جمال زاده نخستین داستان خود را در سال 1300 شمسی با عنوان « فارسی شكر است » در مجلّة « كاوه » چاپ كرد و سپس آن را به همراه پنج داستان دیگر در مجموعة « یكی بود یكی نبود » به چاپ رسانید. انتشار مجموعه داستان « یكی بود یكی نبود » در ایران واكنش های تندی برانگیخت .

 یحیی آرین پور 5 در بارة آن نوشته است: « اوّلین كتابی است كه برخلاف عادت به زبان محاورة معمولی نوشته شده بود و ولوله و غوغایی در ایران برپا كرد. گروهی نویسنده را به بی ذوقی وبی سلیقگی متّهم كردند كه فن نویسندگی راتا حدّ قبول عامّه تنزّل داده و نیز به جامعه و آداب ایرانی اهانت كرده است».

در این داستان ها، گوشه هایی از زندگی ایرانیان دردورة مشروطه به صورتی انتقادی و با نثری ساده، طنزآمیز و آكنده از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه بیان شده است. به اعتبار همین كتاب، جمال زاده را آغازگر سبك واقع گرایی در نثر معاصر فارسی و پدر داستان نویسی دانسته اند. انتشار این كتاب سرآغاز راه داستان نویسی با طرز و انشای جدید و پیامد و پایان یك راه طولانی بود كه نثر نویسان پیش از جمال زاده در دوره ی قاجاری آن را تجربه كرده بودند.

جمال زاده بر اثر آشنایی با آثار فرنگی و نویسندگانی چون آنتوان چخوف، نیكلای گوگول، مولیر و ولتر به داستان كوتاه فارسی شكلی تازه بخشید. وی به طور گسترده ای از زبان مردم شامل كلمات، تعبیرات، اصطلاحات و ضرب المثل ها، ساخت صرفی ونحوی و لهجه ها برای رونق داستان های خود بهره گرفت تا نثر را به زبان مردم وطبیعت آنان نزدیك سازد.

درون مایة داستان های جمال زاده ساده است؛ بی آن كه قهرمان و چهره های داستانی او تحلیل روانی شوند. وی خصوصیات اخلاقی قهرمانان داستان خود را با زبانی روایی و گاه آمیخته با شوخی و لطیفه بیان می كند. نثری شیرین و پُر از اصطلاحات عامیانه دارد و همین خصیصة بارز او است كه نوشته هایش را شیرین و خواندنی كرده است. توصیف داستان های او دقیق و توأم با طنز است. اطناب در توصیف ها از ویژگی های داستان های وی است.

جمال زاده تاكید بسیار داشت كه زبان نوشتار را به زبان گفتار نزدیك كند. در واقع آثار او بیش از هر چیز از نظر تاریخ قصّه نویسی ( ساختار نوین ) و ایجاد نثر راهنما ( نثر ویژة داستان ) ارزش دارد.

یكی از نشانه های ویژة جمال زاده در میان داستان نویسان ایران، آگاهی فراوان او از ادبیّات گذشته و معارف اسلامی است. جمال زاده با نثر سادة خود تحوّلی اساسی در نویسندگی به وجود آورد.

به طور كلّی سبك جمال زاده را در داستان نویسی می توان در چهار دسته بیان نمود:

الف ـ توصیف های پُر اطناب و نیش آلود      ب ـ عنصرطنز و شوخی مآبی        پ ـ ویژگـی های سبك واژگانـی و بافت صرفی و نحوی ( 1 ـ نكات صرفی 2 ـ نكات نحوی )      ت ـ زیباشناسی نثر جمال زاده  ( 1 ـ بسامد بالای كنایات و اصطلاحات عامیانه  2 ـ تشبیه به ویژه تشبیهات مركب  3ـ فراوانی تركیب های تشبیهی واستعاری  4 ـ تنسیق الصفات  5 ـ جناس  6 ـ سجع  7 ـ به كارگیری مراعات نظیر  8 ـ تلمیحات )6

آثار محمّدعلی جمال زاده عبارت اند از: یكی بود یكی نبود ( 1300 )، دارالمجانین ( 1321 )،  تلخ و شیرین ( 1322 )، قلتش دیوان ( 1325 )، صحرای محشر( 1326 )، راه آب نامه ( 1326 )، معصومه شیرازی (1333 )، سروته یك كرباس( 1334 )، شاهكار ( 1337 )، كهنه و نو ( 1338 )، غیرازخدا هیچ كس نبود ( 1340 ) و چندین داستان وتحقیق دیگر .

از میان ترجمه های او نیز باید از نمایش نامه ی « ویلهلم تل » اثر « شیلر » نویسنده ی آلمانی و « قهوه خانه ی سورات » اثر « برنادن دوسن پیر» نام برد.

محمّدعلی جمال زاده در سال 1376 شمسی در ژنو ( سوئیس ) چهره در نقاب خاك كشید.

*  تحلیل وزیباشناسی داستان طنز « كباب غاز » نوشته ی محمّدعلی جمال زاده

داستان « كباب غاز » یكی از زیباترین داستان های طنز جمال زاده و نیز ادب فارسی محسوب می گردد. پیام اصلی داستان این است كه : سرچشمة بسیاری از مشكلات، بدبختی ها و بلاها از خود ِ انسان است. به عبارت دیگر: هر بلایی سرِ انسان می آید، از خودی است و در واقع به ضرب المثل مشهور « از ما ست كه بر ما ست » اشاره دارد و در نگاهی دیگر نویسنده گریزی نیز به شعری از ناصرخسروقبادیانی با مطلع : « روزی ز سرِ سنگ عقابی به هوا خاست / وندر طلب طعمه پر و بال بیاراست » زده است.

این داستان از زاویة دید اوّل شخص روایت می گردد و راوی كسی جز نویسندة داستان نیست. شخصیّت هایی كه در داستان حضوردارند

عبارتند از: نویسنده، عیال نویسنده، مصطفی و همكاران اداری نویسنده. هرچند در ظاهر امر شخصیّت اوّل داستان كسی جز نویسندة داستان نیست، امّا اگر خوب دقیق شویم می بینیم كه قهرمان اصلی داستان مصطفی است. مصطفی اگرچه از دیدِ راویِ داستان، فردی پخمه، بی دست و پا و چُلمن توصیف می گردد، ولی درحضورمهمانان چهره ای متفاوت از اورا شاهد هستیم؛ انسانی با شخصیّت،آگاه و متكلّم وحده و مجلس آرای بلامعارض است. چیزی كه خیلی جالب است این كه در بخش پایانی داستان و در آن جایی كه كشیده ای را از راویِ داستان نوش جان می كند، باز مصطفی فردی بی دست و پا جلوه می كند و این دوگانگی شخصیّت برای مخاطب جای تأمّل است.

از جمله ویژگی های نثر داستان «كباب غاز» و به طور كلّی نثر جمال زاده، طنزهای اجتماعی است كه اغلب در آثار جمال زاده به صورت توصیف شخصی و در قالب كلمات و جملات نشان داده می شود.

در این داستان طنزآمیز،جمال زاده با به كارگیری اصطلاحات عامیانه می كوشد یكی ازمسائل اجتماعی را به خوانندةخود نشان دهد. همچنین در این داستان با برخی از چهره ها و شخصیّت های جامعه نیز آشنا می شویم ؛ افرادی كه با زبان بازی امور خود را به پیش می برند.

در اینجا به نمونه هایی از توصیفات زیبای جمال زاده، كه اغلب اطناب دارد ، به ویژه درباره ی مصطفی اشاره می گردد:

ـ  مصطفی پسرعموی دختردایی خالة مادرم می شد. جوانی به سنّ ِبیست و پنج یا بیست و شش. لات و لوت وآْسمان جُل و بی دست وپا و پخمه و تا بخواهی بدریخت و بدقواره.

ـ دیدم ماشاءالله چشم بد دور، آقا واترقّیده اند. قدش درازتر و تك و پوزش كریه تر شده است. گردنش مثل گردن همان غاز مادرمُرده ای بود كه همان ساعت در دیگ مشغول كباب شدن بود.

ـ چنان بادكرده بود كه راستی راستی تصوّر كردم دو رأس هندوانه از جایی كش رفته و در آن جا مخفی كرده است.

ـ مصطفی به عادت معهود ابتدا مبلغی سرخ و سیاه شد و بالاخره صدایش بریده بریده مثل قلیانی كه آبش راكم و زیاد كنند، از نی پیچ حلقوم بیرون آمد.

ـ مانند قحطی زدگان به جان غاز افتادند و در یك چشم به هم زدن، گوشت و استخوان غاز مادرمُرده مانند گوشت و استخوان شتر قربانی در كمركش دوازده حلقوم وكتل و گردنة یك دوجین شكم و روده مراحل مضغ و بلع و هضم و تحلیل را پیموده یعنی به زبان خودمانی رندان چنان كلكش را كندند كه گویی هرگز غازی قدم  به عالم وجود ننهاده بود!

ویژگی دیگر این داستان، بهره گیری نویسنده از عناصرخیال ازجمله :تشبیه ،استعاره ، متناقض نما ،مراعات نظیر، سجع و ... در توصیفات است. به ویژه آرایة تشبیه كه ملموس تر و برجسته تر است:

ـ گردنش مثل گردن همان غاز مادرمُرده بود. ( تشبیه )

ـ صدایش بریده بریده مثل صدای قلیانی كه آبش را كم و زیاد كنند. ( تشبیه )

ـ مصطفی خرامان چون طاووس مست وارد شد. ( تشبیه )

ـ چشمش مثل مرغ سربریده مدام این طرف و آن طرف می دوید. ( تشبیه )

ـ معدة انسان كه گاوخونی زنده رود نیست. ( تشبیه )

ـ دیگران مانند قحطی زدگان به جان غاز افتادند. ( تشبیه )

ـ غاز گلگونم طعمه ی این جماعت كركس صفت شده. ( تشبیه )

ـ این جوان نمك ناشناس را مانند موشی كه از خمرة روغن بیرون كشیده باشند بیرون انداختم. ( تشبیه )

ـ  به زنم گفتم شرّ این غول بی شاخ و دم را از سرِ ما بِكَن. ( غول بی شاخ و دم استعاره از مصطفی )

ـ  با همان زبانِ بی زبانی نگاه، حقّش را كف دستش می گذاشتم . ( پارادوكس یا متناقض نما در « زبانِ بی زبانی » )

ـ  گوشت و استخوان غازمادرمُرده مانند گوشت و استخوان شترقربانی دركمركش دوازده حلقوم وكتل و گردنة یك دو جین شكم و روده مراحل مضغ و بلع و هضم و تحلیل را پیموده. ( مراعات نظیر )

ـ  گویی حنجره اش دو تنبوشه داشت: یكی برای بلعیدن لقمه و دیگری برای بیرون دادن حرف های قلنبه. ( سجع )

ـ  مرا به یاد بی ثباتی فلك بوقلمون و شقاوت مردم دون و مكرو فریب جهان پتیاره و وقاحت این مصطفای بدقواره انداخته بود. ( سجع )

یكی دیگر ازویژگـی های داستان « كباب غاز» واز شیوه های مهمّ نویسندگی جمال زاده برای تاثیرگذاری بیشتر برمخاطب؛ به كاربردن كنایات، امثال و اصطلاحات عامیانه است. آن چه در این داستان بارزتر است، كنایات فراوان است.

ـ كلمات، اصطلاحات و تركیبات عامیانه:

كیفور، شكوم ، یك ریز، چُلمن ، شش دانگ ، بچّه قنداقی ، چلاق ، بی بروبرگرد ، قرار و مدار، خرت و پرت ، سال آزگار ، دیلاق ، تك و پوز ،

پرت و پلا ، خانه خراب ، ورانداز ، بی چشم و رو ، مالیّه ، لات و لوت ، پخمه ، غول بی شاخ و دم ، دِ بگیر ، نازشست ، اِلّا و لله ، بی پا و بی معنی ، آسمان جُل ، بی دست و پا ، كِش رفتن ، قلنبه ، خاك به سر ، لات ولوت ، شخص شخیص ، كشیده و ...

ـ عبارت های كنایی و ضرب المثل ها :

دل به دریا زدن ، پشت دست را داغ كردن ، چند مَرده حلّاج بودن ، سماق مكیدن ، كبّادة شـعر و ادب كشیدن ، سر به مُهر بودن ، پاپَی شدن ، شیوه ای سواركردن ، از بر شدن ، گره به دست كسی گشوده شدن ، دست و پا كردن ، تیر از شست رفته باز نمی گردد ، چشم جایی را ندیدن ، دست به دامان كسی شدن ، خود را از تك و تا انداختن ، جلوی كسی درآمدن ، شكم را صابون زدن ، نمك ناشناس ، دریك چشم به هم زدن ، خاك بر سر ریختن ، تا خرخره خوردن، لباس قالب بدن كسی در آمدن ، روی كسی را زمین انداختن ، از ما ست كه بر ما ست، كلكش را كندن،

برای كسی پایی افتادن ، شرّ كسی را از سر كندن ، آب به دهان خشك شدن ، هرگلی هست به سر خودت بزن ، همه گوش شده بودند و ایشان زبان ، سَرِدماغ آمدن ، این یك دم را دیگر خوش نخواند ، شاخ درآوردن ، مهار شتر را به  كدام جانب كشیدن ، دلی ازعزا درآوردن ، زیر بغل كسی را گرفتن ، چانه ی كسی گرم شدن ، كاسه و كوزه یكی شدن ، ماسیدن توطئه برای كسی ، دامن از دست رفتن ، فنرش در رفته بود ، از زیر سنگ هم شده چیزی را پیداكردن ، خط برسرِ چیزی كشیدن ، میهمانی را پس خواندن ، دماغ سوخته شدن ، كاه از خودمان نیست كاهدان كه از خودمان است ، سرِسوزنی ، شستش خبردار شده بود ، نارو زدن ، چین به صورت انداختن ، درمحظور گیركردن ، حساب كار را كردن ،

حقّش را كف دستش گذاشتن .

ویژگی دیگر این داستان ، استفاده از مركب اتباعی 7 است. مانند: خرت و پرت ، پرت و پلا ، قرار و مدار ، لات و لوت و ...

نكتة جالب تر این كه در این داستان به اعتقادی عامیانه نیز اشاره گردیده است. اعتقاد به این كه اگر در میهمانی اوّل ، بعد از عروسی ، چیزی عاریه ازكسی گرفته شود و وارد خانه گردد ، بچّة اوّل خانواده می میرد.

امّا جذاب ترین بخش داستان كوتاه به نقطة اوج 8 آن برمی گردد. درداستان های كوتاه معمولاً نقطة اوج را در  قسمت پایانی آن می بینیم كه در « كباب غاز » نیز این گونه است . هنگام آوردن كباب غاز برای مهمانان و ماجراهایی كه بعد از آن رخ می دهد، بخش هیجانی این داستان را دربر می گیرد .

نكتة آخر این كه : محمّدعلی جمال زاده با استفاده از توصیفات زیبا ، عناصرخیال ، كنایات ، مثل ها ، اصطلاحات عامیانه و به ویژه بهره گیری از عنصر طنز، داستانی را خلق كرده است كه خواننده را ازآغاز تا پایان داستان به دنبال  خود می كشاند و با خود درگیر می سازد.

 

«  عباس رسولی املشی »

كارشناس ارشد زبان و ادبیّات فارسی

سرگروه و دبیر دبیرستان های شهرستان رودسر

 

** پانوشت

1 ـ  آیرونی به معنی عام، صناعتی است كه نویسنده یا شاعر به واسطة آن، معنایی مغایر با بیان ظاهری در نظر دارد.

2 ـ چهرة برجستة طنز انگلیس

3 ـ بعضی از پژوهشگران گیلانی با توجّه به داستان واره هایی كه از افصح المتكلمین املشی در روزنامة « خیرالكلام» در عصر مشروطه به چاپ رسیده است؛ وی را به عنوان اوّلین داستان نویس گیلان و پیشگام در داستان نویسی معاصر به حساب آورده اند.

4ـ  واعظ نامدار روزهای انقلاب مشروطه خواهی

5 ـ  مؤلف كتاب « از صبا تا نیما  »

6ـ  بررسی داستان امروز ( از دیدگاه سبك و ساختار )، زكریا مهرور ، صص 25 ـ 19

7ـ  به تركیبی كه جزءِ دوم آن معنی نداشته باشد و برای تاكید لفظ اوّل می آید، مركب اتباعی می گویند.

8ـ  نقطة اوج درلغت به معنی صعود تدریجی و رسیدن به بالای نردبان وپلكان است و در اصطلاح داستانی لحظه ای است كه كشمكش به بحرانی ترین درجه از قوّت می رسد و معمولاً قهرمان داستان به نحوی به مرحله ی تصمیم گیری یا تشخیص موقعیّت نائل می شود، عمل داستانی  پس از آن در سراشیبی فرود قرار می گیرد و به سوی وضوح یافتن نتیجه می رود. ( هنر داستان نویسی ، ابراهیم یونسی )

 

منابع :  

1 ـ  داد، سیما ، فرهنگ اصطلاحات ادبی، چاپ چهارم ، انتشارات مروارید، 1380      

2ـ   مهرور، زكریا ، بررسی داستان امروز ( از دیدگاه سبك و ساختار )، چاپ دوم،  انتشارات تیرگان ، 1383      3 ـ  استعلامی، محمّد، بررسی ادبیّات امروز ایران

4 ـ  یونسی، ابراهیم، هنر داستان نویسی ، انتشارات امیركبیر

5 ـ  حاكمی، اسماعیل ، ادبیّات معاصر، چاپ اوّل ، دانشگاه پیام نور ، آبان 1372

6 ـ  داودی، حسین و دیگران ، كتاب درسی ادبیّات فارسی ( 2 )، چاپ اوّل، شركت چاپ و نشركتاب های درسی ایران ، 1377

7 ـ  ذوالفقاری، حسن ، راهنمای ادبیّات فارسی سال دوم دبیرستان، چاپ سوم، انتشارات منشور دانش ، 1379

8 ـ  سنگری، محمّد رضا و دیگران، كتاب درسی ادبیّات فارسی ( 2 ) دوره ی پیش دانشگاهی، چاپ هشتم، شركت چاپ و نشركتاب های درسی ایران، 1381




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:یکشنبه 13 آبان 1397-08:33 ب.ظ

کانون ادبی « ادبستان » لنگرود ـ جلسه سی ام


     

                  

                            کانون ادبی « ادبستان » لنگرود ـ جلسه سی ام

سی امین نشست کانون ادبی « ادبستان » وابسته به کتابخانه عمومی شمس لنگرودی در ساعت 45 :3 بعد ازظهر روز یکشنبه 13/8/ 1397 با حضور شاعران، نویسندگان، هنرمندان و جمعی از علاقه مندان به ادب و هنر در سالن اجتماعات این کتابخانه برگزار گردید.

در آغاز عباس رسولی املشی مسئول و مجری کانون ادبی با خوانش چهارپاره ای از سعید بیابانکی شاعر معاصر و خوشامدگویی به حضّار، از آقای مجید براری فرهنگی فرهیخته از کلاچای دعوت کرد تا مبحث ادبی خود را با عنوان « شب در غزل حافظ » ارائه نماید.

ایشان در آغاز سخنان خود به بررسی زمان از دو جنبه تقویمی و درونی یا انفسی پرداخت و به کارکرد زبان به عنوان انتقال اطلاعات و ارتباط بین افراد و نیز کارکرد ادبی آن اشاره کرد.

آقای براری گفت: مفهوم شب در گذر زمان تطوّر و دگرگونی فراوانی داشته است. شب در آثار ادبی گاه نمادی از ظلم و ستم بوده است و در شعر عرفانی از منظری نشانه کثرت و پراکندگی و از منظری دیگر نقطه اتصال به حق است.

وی افزود: شب در غزل حافظ بسامد بالایی دارد. کارکردهای مثبت آن در شعر حافظ برای دریافت الهامات غیبی، ارشاد و امر، امید، برای دعا و مناجات، برای تفرّج و بستر اتفاقات گوناگون است و کارکردهای منفی آن به عنوان خواب و غفلت و نیز استعاره از شرایط نامطلوب اجتماعی بوده است

در ادامه برنامه ها خانم مهناز محمودی شاعر توانای شرق گیلان در بخش معرفی کتاب های مفید ادبی نگاهی به رمان « بلندی های بادگیر» نوشتة امیلی برونته و ترجمة پرویز پژواک داشت و ضمن معرفی نویسنده، با خوانش برشی از این کتاب، ویژگی های این اثر خواندنی و ارزشمند را برای حاضران برشمرد.

سپس یک شعر نیمایی و دو سه گانی از سروده های آقای جعفر صالحی شاعر پیشکسوت رودسری بین حضار توزیع شد و پس از خوانش آن توسط شاعر، از جنبه های زبانی، ادبی و فکری مورد نقد و بررسی قرار گرفت و نکات مفید و آموزشی در باره این اشعار مطرح شد.

در ادامه سیداحمد سیدصالحی از لنگرود، مینو شکوهمند از لنگرود، رضا طاهرنیا دریاسری از لنگرود، جابر رمضانی پور از آستانه اشرفیه، روناک حامدی از آستانه اشرفیه، بهزاد استادی از املش، مهدیه چرم چیان از لنگرود، محمد بابایی همتی از لنگرود، بیژن ورنوس (ماهور گیلانی) از بندرانزلی، شهین پورمعصومی از لنگرود، فروغ سلیمانی از لنگرود و سیدرضا دادمهر از لنگرود تازه ترین آثار خود و دیگر شاعران را قرائت کردند.

کانون ادبی« ادبستان» لنگرود در ساعت 6 غروب با صلوات حاضران پایان یافت و قرار بر این شد که جلسه سی و یکم کانون در روز یکشنبه 18 آذر 1397 در همین مکان برگزار گردد.

                     مسئول و مجری کانون ادبی « ادبستان » لنگرود  ـ  عباس رسولی املشی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گوناگون 
تاریخ:جمعه 11 آبان 1397-10:35 ب.ظ

فهم چشم های تو

    
             

                   «  فهم چشم های تو »

             تا كه چشم های بی ریای تو

                                        نشسته دركنار چشم های ما

             تا كه لحظه های سبز تو

             همدم قشنگ لحظه های ما ست

             تا طنین آن صدای تو

            ـ گرم و ساده و سلیس ـ

             منتشر در این فضای سرد و خالی از سرور ما ست

             ما به فكر آفتاب چهره ی تو نیستیم                                         

             ما به یاد لحظه های سبز ِبا تونیستیم

             یادی از صدای گرم و دلنشین تو نمی كنیم

                                         *

              تا تو با نگاه سبز خویش

               ازكنار ما عبور می كنی

               تازه یاد تو برای ما عزیز می شود

               قاب قلب های ما

               جایگاهِ آن نگاه سبز می شود

               آه ، ای عزیز من

               فهم چشم های تو

               چه قدر دیر می شود

               « عباس رسولی املشی»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شعر 
تاریخ:سه شنبه 8 آبان 1397-02:28 ب.ظ

سی امین نشست کانون ادبی ادبستان


    

                  

                   کتابخانه عمومی شمس لنگرودی برگزار می کند:

                    سی امین نشست کانون ادبی ادبستان

                      مسئول و مجری کانون: عباس رسولی املشی

 

   شامل برنامه های :

   ۱ـ مبحث ادبی با عنوان « شب در غزل حافظ» توسط آقای مجید براری فرهنگی فرهیخته 

     از کلاچای

    نقد و بررسی چند شعر از سروده های آقای جعفر صالحی شاعر پیشکسوت رودسری

    معرفی کتاب های مفید ادبی ( این نوبت: رمان « بلندی های بادگیر » نوشتة : امیلی 

    برونته و ترجمة : پرویز پژواک) توسط شاعر نام آشنای شرق گیلان خانم مهناز محمودی

    قرائت شعر، داستان و آواز توسط اعضای کانون

 

   زمان: یکشنبه ۱3 / 8 / ۱۳۹۷ ـ ساعت 3 بعدازظهر

   مکان: سالن اجتماعات کتابخانه عمومی شمس لنگرودی (جنب منبع آب)


   ** ورود برای شاعران، نویسندگان، هنرمندان و علاقه مندان به ادب و هنر آزاد است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گوناگون