فرصت برای سبز شدن، باز آمده است // در انتـظار فرصـت فــردا نمی شــوم


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:جمعه 5 خرداد 1396-05:58 ب.ظ

آثار بزرگ ادبی، چراغ راه آیندگان


                 

                     « آثار بزرگ ادبی، چراغ راه آیندگان »


    درخشش فرهنگ و ادب دیرپای ایران زمین مرهون افکار و اندیشه های نغـز

    و ناب فرهیختگانی است که آثاری گران سنگ و ارزشمندی برای آیندگان به

    یادگار گذاشته اند. میـراثی ارجمند از بزرگانی چون سعدی ، مولانـا ، حافظ ،

    فردوسی و دیگراندیشمندان که همچون خورشیدی تابناک، روشنگرو هدایت

    گر راه برای سیر و سلوک به سوی معرفت و حقیقت است.

    مخاطب تشنة امـروز با این آثار ارزشمنـد زندگی می کند و با مطالعة آن ها ،

    علاوه بر لذّت های عمیق ادبـی و ذوقی ، منظره های شکوهمندی از آگاهی ،

    معرفت و معنویت را به روی خود گشوده می بیند.

    بدون تردید اندیشه های سازندة بزرگان ما ، چراغ راه آیندگان است و شمیم

   خوش کلام شان ، که برخاسته و نشئت گرفته از فضای مقدّس روحانی و عالم

    بالا ست، روح بخش دلِ مشتاقان است.

    تأثیراندیشه های ناب شاعران برجستة ادب فارسی بر رهروان امروز آنها خارق

    العاده و شگفت انگیز است. کلام سحرانگیز بزرگان شعر و ادب چنان خوانندة

    معاصر را از خود بی خود و شیفته می سازد که گاه توصیف ناپذیر است. همین

    شیفتگی به آثار بزرگان شعر سبب شـده است تا بسیاری از شـاعران امروز ،

   خواسته یا ناخواسته ، سعی کنند پـا جای پـای آن ها بگذارند و در مسیر این

    شاعران  بزرگ گام بردارند.

              

                                        « عباس رسولی املشی »






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:پنجشنبه 7 بهمن 1395-02:06 ب.ظ

نقد ادبی؛ بایدها و نبایدها

             
     

                                  نقد ادبی؛ بایدها و نبایدها

      نقد ادبی با وجود این که سابقه ی نسبتاً طولانی در ادبیّات ما دارد ، امّا متأسفانه

      در جامعه ادبـی کنونی ما به خوبی مورد استقبال قرار نگرفته است . یک عامل

      مهم آن به این موضـوع برمی گردد که ما در نقـد در مسیر افـراط و تفریط گام

      برداشته ایم .

      بسیاری از منتقدین ما به دلیـل دوستی با شاعری یا نویسنده ای فقط و فقط به

      تحسین و تمجید از آثار وی پرداخته اند یا این که به خاطرغرض ورزی تنها سعی

      کرده اند شعر شـاعر یا نوشته ی نویسنده را بکوبند و ارزش کارهای او را پایین

      بیاورند؛ درحالی که صاحب نظران نقد را در لغت جدا کردن دینار و درهم سره از

      ناسـره برشمرده اند و در اصطلاح ادب تشخیص محاسن و معایب سخن و نشان

      دادن خوب و بد اثر ادبی دانسته اند. بنابراین نقد ادبی درصورتی ارزشمند ومفید

     است که ازغرض ورزی به دور باشد و منتقد با بهره گیری از آگاهی وبینش فراوان،

     قضاوت درستی در مورد آثار داشته باشد .

     منتقد واقعی لازم است که به تمامی اصـول نقـد از جمله نقدهای : لغوی ، فنّی،

     زیبایی شناسی، اجتماع، تاریخی، روان شناسی و ... مسلط باشد. به عبارت ساده

     تر باید علاوه بر تسلط بر آثار شاعر یا نویسنده ، با روحیات و اخلاق و رفتار وی

     به خوبی آشنا باشد وحتّی نسبت به اوضاع محیط وجامعه ای که شاعر و نویسنده

    درآن زندگی می کند، شناخت کافی داشته باشد . این نکته را هم باید بپذیریم که

    در کشور ما منتقد ادبی واقعی کم داریم و بیشترنقدهایی را که درکتاب ها وجراید

    شاهد آن هستیم؛ نقد ذوقی و تجربی می باشد. به اعتبار این که منِ نوعی تجربه

    شاعری یا نویسندگی دارم یا اینکه از اطلاعات وسیعی درزمینه ادبیّات برخوردارم،

    اقدام به نقد آثار می نمایم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:دوشنبه 13 اردیبهشت 1395-09:28 ق.ظ

شعرهای ترجمه ای و تأثیر نامطلوب آن بر شاعران

            
         Image result for ‫ترجمه شعر‬‎


                    « شعرهای ترجمه ای و تأثیر نامطلوب آن بر شاعران »

       متأسفانه شعرهای ترجمه ای که در مطبوعات و کتاب ها چاپ می شود، اثرات عجیب

       و نامطلوبی روی بعضی از شـاعران می گذارد . به طـوری که برخـی از این شاعران به

       تقلید از شعرای خارجی ، اشعاری می سرایند که اولاً بیشتر به نثـر نزدیک است و در

       ثانی به صورت نردبانی از کلمات و عبارات گنگ، مبهم و پیچیده به چشم می خورد و

       کمترکسی هم از این اشعار سـر درمی آورد . شاید این گونه اشعار تنها از دیدگاه خود

       شاعر، معنا و مفهوم خاصی داشته باشد.

       معمولاً خواننـده با خواندن دو سـه سطر از این گونه اشعار!! ( نثـرها ) به علّت تفهیم

       نشدن از خواندن آن صرف نظر می کند و عطای خواندن آن را به لقایش می بخشد .  

                                                

                                                  « عباس رسولی املشی »





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:جمعه 6 فروردین 1395-03:36 ب.ظ

یک سینه سخن برای گفتن دارم


              


                             « یک سینه سخن برای گفتن دارم »

                        ( با یادی از مرحوم امان الله صوفی سیاوش )


     هنـوز هم خاطرة دیدار با بزرگ مرد ادب گیلان ، روشن و پُرفروغ مثـل روز در ذهن و

    حافظه ام می درخشد .

     فروردین ماه 1374 شمسـی بود . دو سـه روزی از نـوروز می گذشت. در حال مطالعة

    کتابی بودم که زنگ تلفن به صـدا درآمد . تماس از سوی آقای زین العابدین اخوان فرد

     ذاکر اهل بیت بود. پیشنهاد کردکه اگرتمایل داری با هم به منـزل امیرامان الله صـوفی

     از شـاعران و مالکان نام آشنای گیـلان برویم . گفتم : چطور شد که این پیشنهاد را به

    من دادید؟  گفت : نوبت قبـل که امان الله خان از کرج به املش آمده بود، خواست تا بار

    دیگر که در املش حضور یافتم ، شما را به دیدارش ببرم .

    از آنجایی که برای شخصیّت ادبـی امان الله خان احترام خاصی قائل بودم ، پذیرفتم که

    به دیدار این بزرگ مرد شعر گیـلان بروم . منزل زیبای امان الله رو به روی پارک است .

    با جنـاب اخوان به محوطة خانه که پا گذاشتیم، احساس کردم جمعیّت زیادی در داخل

    خانه موج می زند . از پلّه ها بالا رفتیم . ما را به اتاقی درطبقة اوّل راهنمایی کردند . دور

    تا دور اتاق افرادی آشنا و ناآشنا حضور داشتند که مشتاق دیدار با امان الله بودند .

    روی یکی از صندلی ها نشستم . به امان الله خان که در طبقة بالا بود ، حضورم را یادآور

    شـدند . بعد از گذشت سـه چهار دقیقه ایشان با گام هایی استوار و صـلابتی خاص که

    مرا به یاد عزت الله انتظامی بازیگر معـروف سـریال هـزاردستان می انداخت ، در اتاق

    حاضر شد .

    یک مرتبه مشاهده کردم تمام کسانی که در اتاق هستند برای دست بوسی بلند شدند

    و من به یاد شکوه و عظمت گذشتة خان ها که بارها از زبان پدر و مادرم و بزرگان املش

    شنیده بودم افتادم .

    به احترام او از صندلی برخاستم . به من اشاره کرد و گفت : آقای رسولی ! با تکان دادن

    سـر به او پاسخ مثبت دادم . با هم دست دادیم و شـروع به صحبت کردیم . از هر دری

    سخن به میان آمد. به ویژه از شعرو ادب املش وگیلان حرف زدیم. هر مطلبی که ایشان

    مطرح می کردند ، برای مستند کردن و زیبـا جلوه دادن سخن خود ، آن را با شعری از

    خود یا شاعری دیگر زینت می دادند . معلوم بود به اصطلاح خودمان خیلی پُر هستند .

    نیم ساعت دلنشین و پُرباری را با گفت و گو سپری کردیم. بعد که زمان خداحافظی فرا

    رسید ، گفتم : با توجّه به آگاهی وسیع جناب عالی ازتاریخ و فرهنگ گذشتة املش، در

    این باره اطلاعاتی می خواستم. پاسخ داد: یک سینه سخن برای گفتن دارم. ان شاء الله

    تابستان که به املش آمدم ، در دیداری دیگر با هم صحبت خواهیم داشت .

                                                                    *

    این آخرین سخنی بود که از بزرگ مرد شعر گیلان شنیدم . حدود سه ماه بعد یعنی در

    بیست وسوم خرداد 1374 امان الله صوفی سیاوش از این سرای فانی رخت بربست ودر

    وادی املش به خاک سپرده شد . روحش شاد و یادش گرامی باد .  


                                                  «  عباس رسولی املشی »

                                            « جمعه  6 / 1 / 1395 - لنگرود »




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:سه شنبه 3 فروردین 1395-03:06 ب.ظ

عنوان برای شعر


            


                                           «  عنوان برای شعر »

     عنوان در شعرهای شاعران گذشته دیده نمی شود و بیشتر اشعاری که از شاعران

     گذشته برای ما به ارمغان رسیده است بدون عنـوان است . اگر هم در کتاب ها یا

     مطبوعات ، شعری را با « عنوان » از شاعران گذشته می بینیم ؛ معمولاً محققان یا

     مسئولان صفحات شعر مطبوعات برای این گونه شعرها ، نام و عنوان انتخاب کرده

     اند. امّا در شعر شاعران امروز با عنـوان در شعر مواجه می شویم و درستِ آن نیز

     همین است .

     گذاشتن نام و عنـوان جامع برای یک شعر به مهارت شـاعر بستگی دارد . گاه ما

     می بینیم نام و عنـوانی را یک شاعر برای شعرش انتخاب کرده است ، هیچ گونه

     تناسـبی با موضـوع و محتوای شعر ندارد . امّا برعکس ، بعضی از شـاعران نام و

     عنوانی جامع و کاملی برای شعرهای خود برمی گزینند که با خواندن عنوان شعر ،

     به موضوع شعر پی می بریم .

     ما در علم بدیع به آرایه ای به نام « براعت استهلال» برمی خوریم که این آرایه از

     گروه بدیع معنوی محسوب می گردد. اگر بین مقدمة یک شعریا مطلب با موضوع

     آن تناسب معنایی اجمال و تفصیل باشد، یعنی از مطالعة مقدمة مختصر، جوّ کلّی

     شعر یا مطلب آشکار گردد ، به آن آرایة « براعت استهلال » می گویند .

     بنابراین باید گفت بین عنوان یک شعر با کلّ شعر، آرایة «براعت استهلال» وجود

     دارد. یعنی این که از مطالعة عنـوان شعر ، جوّ کلّی شعر برای ما آشکار می گردد.

     به عبارت دیگر می توان گفت : عنوان شعر همان شناسنامة شعر است .

                                            «  عباس رسولی املشی »




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:جمعه 11 دی 1394-12:32 ب.ظ

رباعی جادوگر قالب های شعر فارسی

       
                           Image result for ‫رباعی‬‎

                              

                                     رباعی جادوگر قالب های شعر فارسی


       رباعی از قالب های دل نشین و جذّاب شعر فارسی است . این قالب را می توان جادوگر

       قالب های شعر فارسی دانست. مخاطب با شنیدن یک رباعی خوب از یک شـاعر خوب

       چنـان مسحور می گردد که انگار در میان زمین و هوا معلّق است. بی دلیـل نیست که

       بسیاری از بزرگان شعر چه در گذشته و چه در عصر حاضر  در این قالب نردِ عشق

       باخته اند و اندیشه های ظریف خود را در ظرف رباعی ریخته اند. حتّی حافظ بزرگ هم           

       که ما او را را در قالب غزل متبحّر می دانیم، رباعیات زیبا و دل نشینی دارد.

       مولانای کبیر که اندیشه های ژرف خود را در قالب های مثنوی و غزل متبلور سـاخته

       است، درقالب رباعی نیز جادوگری نموده است و خیامِ عظیم با رباعیات فلسفی شگفت

       انگیـز خود، جهانیـان را مات و متحیّر کرده است. ابوسعید ابوالخیر و عطار با رباعیات

       عارفانة خود، خواننده را به عرش می کشانند و رودکی با رباعیات عاشقانة خود، نشاط

       و سرمستی را به مخاطب هدیه نموده است.


                                                  «  عباس رسولی املشی »




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:جمعه 3 مهر 1394-11:07 ق.ظ

اهمیّت انجمن های ادبی

                    

                          Image result for ‫تصاویر انجمن های ادبی‬‎
          
         
                                             «  اهمیّت انجمن های ادبی  »

 

       در اکثر شهرستان های کشورمان و حتّی در بعضی از بخش ها ، انجمن ادبـی وجود دارند که

       در این انجمن ها ، شاعران و نویسندگان دور هم جمع می شوند و به نقد و بررسی آثارشـان

       می پردازند .

       وجود انجمن های ادبی فی نفسه کاری بسیار خوب و لازم است، امّا در انجمن های ادبی شاهد

       نوعی افراط و تفریط هستیم . به این نحو که یا با آثار شاعران ( بیشتر شاعران مبتدی ) چنان

       انتقادهای تنـدی می شود که شـاعر از حضور در انجمن پشیمان می گردد و دیگر در انجمن

       شرکت نمی کند ، یا این که هیچ گونه نقد و بررسی از آثار قرائت شده صورت نمی گیرد و تنها

       به به و چه چه طنین انداز انجمن ها است که دراین نوع انجمن ها هم شاهد هیچگونه پیشرفتی

       نیستیم و تنها این نوع تعریف ها و تمجیدها باعث غرور بیشتر در شـاعران ضعیف و متوسط

       می شود .

       لازم است که مسئولان انجمن های ادبـی با ارائه ی برنامه های منظم و متنوع شـامل نقـد و

       بررسی آثارقرائت شده ( نقد ملایم و معتدل )، کلاس های آموزشی در زمینه عروض و قافیه ،

       معرفی کتاب های ادبی ، مطرح کردن مباحث ادبی در زمینه های سبک شناسی و نقد ادبی ،

       معـرفی شاعران گذشته و معاصـر و توضیح در باره ی ویژگی های آثار آن ها و ... باعث غنا

       بخشیدن به انجمن ها گردند .

        البتّه ضروری است که از سوی ادارات ارشـاد اسلامی ، آموزش و پرورش ، حوزه ی هنری و

        کانون پرورش فکری ، حمایت کامل از انجمن های ادبی صورت گیرد ؛ چون که هدف اصلی

        هر انجمن ادبی ، اعتلای فرهنگ و رشد و شکوفایی استعدادهای ادبی می باشد .

 

                                                     عباس رسولی املشی


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:جمعه 6 شهریور 1394-01:03 ب.ظ

مسافر آسمان سبز

 


                     مسافر آسمان سبز 
                   عباس رسولی املشی
       کارشناس ارشد زبان و ادبیّات فارسی


 نگاهی به زندگی، فعّالیّت های ادبی و ویژگی های شعری زنده یاد سلمان هراتی

* زندگی

سلمان هراتی درسال ۱۳۳۸ شمسی در روستای «مَزَردشت» از توابع شهرستان تنکابن از استان مازندران چشم به جهان گشود . وی تحصیلات ابتدایـی را در همان روسـتا گذراند و برای دوره ی متوسطه به بخش مجاور روسـتا در «خرم‌آباد» تنکابن رفت . سلمان روزها در یک مغازه‌ی خرازی کار می کرد و شبانه در رشته ی ادبی درس می خواند. بعد‌ها به تهران عزیمت کرد و ضمن کار کردن دریک بیمارستان، به طـور متفرقه درامتحانات نهایـی ششم متوسطه شرکت کرد و قبـول شد. آنگاه در رشته ی هنرتربیت معلم پذیرفته شد و پس از دو سال تحصیل در این رشته ، مدرک فوق دیپلم را اخذ نمود.

وی از سال ۶۲ به عنوان معلّم در روستای «واجارگاه»، یکی ازروستاهای دورافتاده ی شهرستان لنگرود در استان گیلان ،به امرتدریس مشغول شد.

سلمان در سال ۶۱ ازدواج کرد و از او دو فرزند به نام های رابعه و رسول به یادگار مانده است . این شـاعر خوب معاصر در اواخرشهریور ۶۵ به اتّفاق همسر و یکی از دوستانش به کاشان سفر نمود و در آن جا از مزار سهراب سپهری، شاعر و نقّاش برجسته معاصر ، دیدن کرد .

همسر سلمان می گوید : « در کاشان سرِ قبر سهراب سپهری که رفتیم ؛ سلمان به دوستش گفته بود که ممکن است همین روزها برایم اتّفاقی بیفتد ، مرا بیاورید همین جا دفن کنید . حادثه درست یک ماه و نیم بعد اتّفاق افتاد.»

این معلّم خوش ذوق و شـاعر نام آشنای معاصـر، در روز جمعه نهم آبان ۱۳۶۵ هنگام عزیمت به شهرستان لنگرود در یک سانحه ی رانندگی در شهر رودسر جان خود را از دست داد و در زادگاهش به خاک سپرده شد . این دو بیت از سروده های سلمان بر سنگِ مزارش حک شده است :

هرچند هوای دل من طوفانی است

بنیاد دلـم نهـاده بر ویرانــی است

در من امّا پلی است از درد و نیـاز

می خوانَدَم آن سوی که آبادانی است


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:چهارشنبه 14 مرداد 1394-10:00 ق.ظ

شاعر یک شبه ، تولید شعر


«  شاعر یک شبه ، تولید شعر  »

          متأسفانه یا خوش بختانه ! در شعر و شاعری به خودکفایی رسیده ایم !! چیزی را که در جامعه

          زیاد داریم ، شـاعر است و تولیـد فراوان شعر . امّا در این میان اگر به کتاب های شعر شاعران

          و یا شعرهای چاپ شده در مطبوعات بنگریم،کمتر می توانیم به شعرهای خوب دسترسی پیدا

          کنیم . گاهی اوقات کتابی قطور از شعرهای یک شاعر را نگاه می کنی امّا به زور پنج شعر خوب

          را می بینی یا اینکه نگاهی به صفحات شعر روزنامه ها یا مجله ها می اندازی امّا می بینی از بین

          مثلا" ده شعر چاپ شده ، دو یا سه شعر متوسط یا یکی دو شعر خوب دیده می شود .

          آسان نگری از سوی بعضی ها نسبت به شعر و شـاعری باعث شـده است تا به حیثیت شعر و

          شاعری لطمه وارد شـود . این آسـان نگری سبب شـده است تا هر کسی که از گرد راه رسید

          خود را شاعر بداند .کسی که تا حال یک شعر از مولوی، حافظ یا سعدی را نخوانده است و حتّی

          مطالعه ای در شعر گذشته ندارد با نردبانی قرار دادن چند جمله که نه عنصر خیال در آن دیده

          می شـود ، نه حضور اندیشه و نه احساس و عاطفه و ... ، خود را شاعر می داند و ادّعا هم دارد .

          به این نوع شاعران ! می توان « شاعر یک شبه » لقب داد .

 

عباس رسولی املشی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:جمعه 26 تیر 1394-12:41 ب.ظ

وحدت موضوع در غزل امروز


                                       «  وحدت موضوع در غزل امروز  »

         هر چند در دیوان بعضی از شاعران سبک خراسانی از جمله رودکی، عنصری و دیگران

         اشعاری در قالب غزل ، به تعداد کم ، دیده می شود، امّا تولّد واقعی غزل را باید در قرن 

         ششم هجری عنوان کرد . غزل در آغاز به صـورت تغزّل در ابتدای قصاید دیده می شد

         و از قرن ششم از پیکره ی قصیده جدا شده و به صورت قالب مستقلّی به راه خود ادامه 

         می دهد .

         از آغاز پیدایش غزل تاکنون، این قالب بسیار مورد توجّه و استقبال شاعران قرارگرفته

         است و هنوز هم در میان قالب های شعری ، این قالب حرف اوّل را می زند . برای صحّت

         این ادّعا می توان به کتاب های شعرشاعران معاصر و اشعار درج شده درجراید و سایت 

         ها رجوع کرد .

         درگذشته و حال همواره به ارتباط منطقی بین دو مصراع از یک بیت غزل تأکید و توجّه

         شده است. در غزل باید بین دو مصراع از یک بیت ، ارتباط وجود داشته باشد . یعنی به

         این صـورت نباشد که هر مصراع برای خودش سـازی بزند . امّا ما در غزل های گذشته 

         کمتر به وحدت موضوع در محور عمودی برمی خوریم . اگر هم این وحدت موضوع وجود

         داشته باشد، ارتباط بیت ها با هم بسیار کم است. درغزل گذشته انگار هر بیت، مستقل

         است و بیت ها به وسیله  نخی نامرئی به هم دیگر متّصل می شوند. این موضوع به ویژه

         در سبک هندی بیشتر مصداق پیدا می کند . امّا درغزل امروز ، چه در محور افقی و چه

         در محور عمودی ، این وحدت کاملا" به چشم می خورد .    

         غزل امروز حالت روایی دارد و موضـوع ابیـات به هم پیوسته است. در ضمن باید اشاره

         کرد که در بیشتر کتاب ها تعداد ابیـات غزل را معمولا"بین پنج تا چهارده بیت ذکر می

         کنند. غزل شاعران گذشته اغلب بلند بود . ما در گذشته بیشتر شـاهد غزل های هفت

          بیت به بالا بودیم امّا درشعر معاصر می بینیم که غزل ها کوتاه شده اند و شاعران، غزل

          های پنج و شش یا هفت بیتی می سرایند .  


                                                               عباس رسولی املشی


          **  جاپ در :

           روزنامه نسیم ( صفحه ردّپای باران ) -  سه شنبه 30 / 4 / 1394  -  شماره 4669

     




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:شنبه 6 تیر 1394-01:35 ب.ظ

بازیچه کردن شعر


                                  «  بازیچه کردن شعر  »


         بی شک صدا و سیما نقش و رسالت بزرگی در جامعة ما برعهده دارد . به عبارتی باید

         صـدا و سیما را را نوعی دانشگاه تلقّی نمود که دانشجویان کودک ، نوجوان ، جوان و 

         پیر در آن حضور دارند . به همین خاطر باید دست اندرکاران این رسانه توجّه و دقّت 

         بیشتری در ارائة برنامه ها داشته باشند . ما در رادیـو و تلویزیون «  به ویژه رادیـو » 

         شاهد آن هستیم که در بعضی از برنامه ها برای شنوندگان یا بینندگان ، مسابقه می

         گذارند و از بین همة موضوع ها ، یقة شعر را می چسبند . برای مثال می آیند دو کلمة 

         دریا و جنگل را به مسابقه می گذارند و از شنوندگان یا بینندگان می خواهند تا با این 

         دو کلمه شعر بسرایند و در مسابقه شرکت کنند و برندة جایزة برنامه شـوند. آن وقت 

          شاهد آن هستیم بیشتر شنوندگان یا بینندگانی که هیچ طبع شعری ندارند یا هیچ 

          گونه آشنایی با شعر ندارند، هرچیزی را که نه مفهوم درست و حسابی دارد و نه دارای

          قواعد اولیّة شعر است به عنوان شعر می خوانند . خنده دار این که این گونه مطالب از

          صـدا و سیما پخش هم می شـوند و برندة جایزه می گردند. البتّه این موارد در رادیو 

          بیشتر به چشم می خورد . بدین گونه شاهد بازیچه شدن شعردرصدا و سیما هستیم .

          لازم است که در این رسـانه ارزش بیشتری برای شعر و ادب قائل شـوند . اصلا" چه 

          لزومی دارد که مسابقة شعر گذاشته شود ؟ می توانند کلماتی را به مسابقه بگذارند تا

           شنوندگان یا بینندگان، بهترین و زیباترین جمله را بسازند که کلمات مورد نظـر در 

           این جمله وجود داشته باشد .

           هم چنین در صـدا و سیما شاهدیم که بعضی از مجریان با قرائت بد شعر شـاعران ،

           ارزش شعر را پایین می آورند. جا دارد از سوی مجریان دقّت بیشتری درهنگام شعر 

           خوانی بشود تا ارزش شعر حفظ گردد .


                                                              عباس رسولی املشی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:جمعه 15 خرداد 1394-01:14 ب.ظ

جادوی شعر


                                                «  جادوی شعر  »


          چو سوز عشق نبینی به ساز شعر مپیچ                  که شعر نغمه ی عشاق ارغنون خداست

                                                                                                                                      «  استاد شهریار »    

    

        دکتر محمّدرضا سنگری از کارشناسان برجستُه  زبان و ادبیّات فارسی در باب تأثیرگذاری

        شگرف ادبیّات و خسران دیدن کسانی که از ادبیّات بی بهـره هستند ، سخن زیبایی دارند . 

        ایشان می گویند :

       «  ادبیّات انتشار زیبایی است و تکیه گاه مانایی اندیشه و فرهنگ . آنان که ادبیّات را ادراک 

        نمی کنند ، روح حیات را نیافته اند  و به قلمروی شکوهمند زیبایی گام نگذاشته اند .  »  1

        بدون تردید در نزد ایرانیان هیچ هنـری به اندازه ی شعر و شاعری نتوانسته است در دل و 

       جان ، روح و روان، ذهن و زبان و فکر و بیان آن ها راه پیدا کند و تأثیر بگذارد. شعر از زمانی

        که در ایران رسمیت یافت ؛ یعنی از زمان طاهریان و سامانیان تا به امروز همواره جایگاه و 

        پایگاه مهمی در میان مردم داشته است .

        شعر تهییج کننده ی مردم برای ایستادگی در برابر ظلم، شعر همنشین غم ها و شادی های

        مردم ، شعر بیانگر آلام و رنج های مردم و شعر مایه ی سرافرازی مردم ایران در این دنیای 

        پهناور است ...


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:دوشنبه 24 فروردین 1394-12:40 ب.ظ

تاریخچه مطبوعات در شهرستان املش

                                       

                                       

                       

              

                    «  تاریخچه مطبوعات در شهرستان املش  »


       اگر بخواهیم شخصیّتی را به عنـوان پدر روزنامه نگاری گیـلان نام ببـریم ؛ بدون تردید این 

         چهـره برجسته کسی جز میرزا ابوالقاسم افصح المتکلّمین املشی نیست . روزنامه و روزنامه

         نگاری در گیـلان از دوره ی مشروطه با انتشار نشریه « خیرالکلام » توسط افصح المتکلّمین

         تولّد یافت . نخستین شماره روزنامه« خیرالکلام » روز یکشنبه 24 جمادی الآخر سال 1325

         هجری برابر با یکم مرداد 1286 شمسی در شهر رشت منتشر شد. افصح امتکلّمین املشی در

         ادامه مدیریت نشریات « سـاحل نجات » ، « راه خیـال »  و « صدای رشت »  را نیـز بر عهده

         داشت و این موضوع مایه ی مباهات و سرافرازی یکایک املشی ها است . هر چنـد که هنـوز 

          قدر این شخصیّت بزرگ نه تنها در استان گیلان بلکه در زادگاهش یعنی درشهرستان املش

          هم شناخته نشده است ...


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:دوشنبه 3 فروردین 1394-01:50 ب.ظ

بررسی عناصرداستان در داستان های علی عمو

 

                   بررسی عناصرداستان در داستان های علی عمو

                                   « افصح المتکلّمین املشی »

    (  اوّلین روزنامه نگارگیلان ، پدر داستان نویسی گیلان و پیشگام درداستان نویسی معاصر  )

 

       چکیده

       به عقیده بسیاری از کارشناسان ، داستان به صورت نوین آن در ایران با مجموعه داستان

      « یکی بود یکی نبود » اثر سیدمحمّدعلی جمال زاده درسال١٣٠٠ شمسی آغاز شده است ؛

        درحالی که یک دهه پیش از آن شاهد خلق آثاری از افصح المتکلّمین املشی« علی عمو» 

     درنشریه ی « خیرالکلام » هستیم .

       مطالعه ی داستان های «علی عمو» نشان می دهدکه این شخصیّت برجسته ی سیاسی و

       فرهنگی گیلان نسبت به جمال زاده در امر داستان نویسی نوین پیشگام بوده است .

       نویسنده درخلالِ داستان ها به اوضـاع سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی ایران و

        به ویژه گیلان دردوره قاجار توجّه داشته است .کاربرد واژگان و اصطلاحات اصیل گیلکی ، 

       ضـرب المثل ها  و رسـوم وآیین های گذشته دور و نزدیک گیـلان درمتـون داستان ها

       می تواند منبع ومرجع مهمّی برای مطالعات مردم شناسی و فرهنگ عامه باشد .

       در این مقاله به بررسـی عناصـرِ داستان در داستان های علی عمـو پرداخته شده است .

       باید اذعان نمود که مجموعه  داستان های علی عمو با توجّه به مدرن بودن و برخورداری

         از نوآوری نسبت به شرایط زمانی ِآن ها، آغاز تحوّلی در داستان نویسی ایران بوده است .

       روش انجام پژوهش ، کتابخانه ای و مبتنی برتدارک اطلاعات از منابع و مآخذ و تجزیه  و 

        تحلیل یافته ها و استنتاج است . هم چنین برای انجام آن از روش مصاحبه با افرادآگاه و 

         مطّلع بهره گرفته شده است.

 

       کلید واژه ها :

         افصح المتکلّمین املشی ، علی عمو ، خیرالکلام ، داستان ، عناصرِداستان

 

                                                  عباس رسولی املشی

 

       ** چاپ مقاله در : 

       ـ  روزنامه نسیم ( صفحه ردپای باران ) - سه شنبه 20 / 1 / 1393 - شماره 4025

       ـ  روزنامه نسیم ( صفحه ردپای باران ) - سه شنبه 27 / 1 / 1393 - شماره 4030

      ـ  فصل نامه آوای املش - شماره یک - پاییز 1392  




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:دوشنبه 20 بهمن 1393-01:57 ب.ظ

زیبایی شناسی شعر « قرآن مصوّر » سروده سلمان هراتی

        

                         زیبایی شناسی شعر « قرآن مصوّر » سروده سلمان هراتی

 

                                        جهان قرآن مصوّر است 

                                         و آیه ها در آن

                                         به جای آن كه بنشینند ، ایستاده اند

                                         درخت یك مفهوم است

                                         دریا یك مفهوم است

                                         جنگل و خاك و ابر

                                         خورشید و ماه وگیاه

                                         با چشم های عاشق بیا

                                         تا جهان را تلاوت كنیم

 

      شعر اشـاره شده یكی از نیایش واره های مرحوم سلمان هراتی است كه در عین

      رعایت ایجاز ، از مفاهیم والایی برخوردار می باشد . این شعر سپید در نُه مصراع

      ارائه شده است و از همان آغاز شعر، شاعر ما را به تأمّل درجهان و تفكّردرپدیده 

      های خلقت دعوت می كند .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:پنجشنبه 4 دی 1393-10:41 ق.ظ

در مسیر باد

                                         «  در مسیر باد  »


                           نقد و بررسی مجموعه شعر « دُر آوا » سروده ی حسین دُرتاج لنگرودی


           نقد ادبی با وجود این که سابقه ی نسبتا" طولانی در ادبیّات ما دارد، امّا متأسفانه در جامعه 

           ادبـی کنونی ما به خوبی مورد استقبال قرار نگرفته است . یک عامل مهم آن به این موضوع

           برمی گردد که ما در نقد در مسیر افراط و تفریط گام برداشته ایم . 

           بسیاری از منتقدین ما به دلیل دوستی با شـاعری یا نویسنده ای فقط و فقط به تحسین  و

          تمجید از آثار وی پرداخته اند یا این که به خاطر غرض ورزی تنها سعی کرده اند شعر شاعر 

          یا نوشته ی نویسنده را بکوبند و ارزش کارهای او را پایین بیاورند؛درحالی که صاحب نظران

          نقد را درلغت جدا کردن دینار و درهم سره از ناسره برشمرده اند و دراصطلاح ادب تشخیص

          محاسن و معایب سخن و نشان دادن خوب و بد اثر ادبـی  دانسته اند . بنابراین نقـد ادبی در 

          صورتی ارزشمند و مفید است که از غرض ورزی به دور باشد و منتقد با بهـره گیری ازآگاهی

          و بینش فراوان ، قضاوت درستی در مورد آثار داشته باشد .

          منتقد واقعی لازم است که به تمامی اصول نقد از جمله نقدهای: لغوی، فنّی، زیبایی شناسی، 

         اجتماعی ، تاریخی ، روان شناسی و ... مسلط باشد . به عبارت سـاده تر باید علاوه بر تسلط 

         بر آثار شـاعر یا نویسنده ، با روحیات و اخلاق و رفتار وی به خوبی آشنا باشد و حتّی نسبت

         به اوضاع محیط وجامعه ای که شاعر و نویسنده در آن زندگی می کند، شناخت کافی داشته 

         باشد .

         این نکته را هم باید بپذیریم که در کشور ما منتقد ادبـی واقعی کم داریم و بیشتر نقـدهایی

         را که در کتاب ها و جراید شـاهد آن هستیم ؛ نقـد ذوقی و تجربـی می باشد . به اعتبار این 

        که منِ نوعی تجربه ی شـاعری یا نویسندگی دارم یا این که از اطلاعات وسیعی در زمینه ی

        ادبیّات برخوردارم ، اقدام به نقد آثار می نمایم .

        با این مقدمه به نقـد و بررسـی مجموعه شعر « دُر آوا »  سـروده ی حسین دُرتاج لنگرودی

        ( متولد 1320 شمسی ) می پردازم ...


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:شنبه 3 آبان 1393-11:00 ق.ظ

تحلیل و زیبایی شناسی شعر « شکوه رستن » سروده ی زنده یاد فریدون مشیری

    

                  تحلیل و زیبایی شناسی شعر « شكوه رُستن »

                        سروده ی زنده یاد فریدون مشیری  


                  چگونه خاك  نفس می كشد ؟

                  ـ  بیندیشیم :

                   چه زمهریر ِغریبی !

                   شكست چهره ی مهر ،

                   فسرد سینه ی خاك ،

                   شكافت زَهره ی سنگ !

                   پرندگان هوا دسته دسته جان دادند

                   گل آوران چمن ، جاودانه پژمردند

                   در آسمان و زمین ، هول كرده بود كمین

                    به تنگنای زمان ، مرگ كرده بود درنگ !

                    به سر رسیده جهان ؟

                   ـ  پاسخی نداشت سپهر

                    دوباره باغ بخندد ؟

                   ـ  كسی نداشت یقین

                    چه زمهریر غریبی ... !

                    چگونه خاك نفس می كشد ؟

                    ـ  بیاموزیم :

                     شكوه رُستن ، اینك ،

                     طلوع فروردین

                     گداخت آن همه برف ،

                     دمید این همه گل ،

                     شكفت این همه رنگ !

                     زمین به ما آموخت :

                     ز پیش حادثه باید كه پای پس نكشیم

                     مگر كم از خاكیم ؟

                     نفس كشید زمین ، ما چرا نفس نكشیم ؟


             این شعر در قالب نیمایی ( آزاد ) و در وزن متناوب الاركان « مفاعلن فعلا تن »  سروده شده است .

            دعوت  به جنب و جوش و پیوستن به رستاخیز طبیعت درشعر مشیری به خوبی مشاهده می شود . 

             در این شعر نگاه تازه و غیرسنّتی شاعر به طبیعت را شاهد هستیم .  شعر«  شكوه رُستن » در دو 

             اپیزود  و هر اپیزود دردو بخش ارائه گردیده است ...


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:دوشنبه 10 شهریور 1393-02:27 ب.ظ

زیبایی شناسی غزل « بهار عمر » حافظ

                                        

                                  زیبایی شناسی غزل « بهارِ عمر»  حافظ

 

             ای خـرّم از فروغ رُخـت ، لاله زار عمــر                بازآ، که ریخت بی گل رویت ، بهارِ عمر

             از دیده گرسرشک چو باران چکد، رواست             کاندر غمـت چو برق بشـد روزگار عمر

             این یک دو دم که مُهلتِ دیدارممکن است             دریاب کارِ ما ، که نه پیـدا ست کارعمر

            تا کی مـی صبـوح و شـکرخواب بامداد ؟             هشیار گرد، هان! که گذشت اختیارعمر

            دی در گـذار بود و نظـر سـوی ما نکـرد                بی چاره دل ، که هیچ ندید از گذار عمر

            درهرطرف ز خیلِ حوادث،کمین گهی ست               زان رو عنـان گسسته دوانَد سوار عمر

            بی عمـر زنده ام من و این بس عجب مدار                 روز فـراق را که نهـد در شـمار عمر؟

           حافظ ! سخن بگـوی که بر صفحۀ جهـان                 این نقـش مانَـد از قلمـت یادگار عمر

 

        غزل « بهـار عمر » برای اوّلین بار در سال 1391  به عنوان درس هفتم در کتاب زبان و ادبیّات

        فارسی « عمومی »  دوره ی پیش دانشگاهی جا باز کرده است . این غزل زیبای حافظ در وزن

        عروضی « مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن » یا «  مستفعلن مفاعلُ مستفعلن  فعل » یعنی بحـر

        مضارع مثمن اخرب مکفوف  محذوف سروده شده است که به گفته ی دکتر سیروس شمیسا

        در کتاب « عروض و قافیه »  این وزن بسیار رایج است .

        در این غزل به مفاهیمی چون :  فراق یار ، کوتاهی عمر ، غنیمت شمردن عمر و بهره گیری از 

        آن ، بیدار و آگاه شدن و دوریاز خواب غفلت اشاره شده است ...


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:دوشنبه 13 مرداد 1393-09:28 ق.ظ

املش گنجی نهفته در گیلان



                                        املش گنجی نهفته در گیلان


   املش از شهرستان های شمالیِ ایران واقع در استان گیلان است . این شهر مشتمل برجلگه و كوهستان است

   كه با مساحت 469/5 كیلومترمربع در فاصله ی 75 كیلومتری شهرستان رشت و در 16 كیلومتری شهرستان

   های رودسر و لنگرود قرار دارد . آب و هوای آن متأثر از دو عامل جغرافیایی ، دریا و كوهستان ، معتدل مرطوب

   نیمه كوهستانی است . مردم املش ، گیلك هستند و با لهجه ی بیه پیش ( شرق گیلان ) و گویش املشی تكلّم 

    می كنند . 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله 
تاریخ:جمعه 10 مرداد 1393-03:55 ب.ظ

فردا آسمان خواهد خندید



فردا آسمان خواهد خندید


نگاهی به مجموعه شعر « عینک با بوی پاییز » سروده ی فرامرز محمّدی پورلنگرودی

 

بدون تردید در نزد ایرانیان هیچ هنـری به اندازه ی شعر و شاعری نتوانسته است در دل و ذهن آن ها راه پیدا کند . شعر از گذشته ی دور تاکنون همواره جایگاه و پایگاه مهمّی در میـان مردم داشته است . شعر تهییج کننده ی مردم برای ایستادگی در برابر ظلم و استبداد ، شعر همنشین غم ها و شادی های مردم ، شعر بیانگر آلام و رنج های مردم و شعر مایه ی سرافرازی مردم ایران در این دنیای پهناور است .

هر چند جاذبه ی حیرت انگیز شعر و شـاعری باعث شـده است تا بسیاری از ناشـاعرانِ تهی از قریحه ی شـاعری وارد این عرصه ی مقدّس شوند و با تولید آثار سست و بی کیفیّت خود به بنـای استوار شعر فارسی خدشه ایجاد کنند ؛ امّا با این حال کم نیستند شـاعرانِ دلسـوخته ، پُرمایه و پُرتوانـی که این عرصه را خالی نگذاشته اند و با ارائه ی آثاری درخور و ارزشمند، چراغ شعر و شاعری را فروزان نموده اند. یکی از این چهره های درخشان شعر ، بی گمان آقای فرامرز محمّدی پور شاعر توانا و صمیمی گیلان است . 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مقاله